نگاهی به جنس انسان

در این دو ستون قصد داریم با تکیه براندک آموخته هایمان و با محوریت وحی بحث هایی در مورد آفرینش، نگاه حقیقی اسلام به جنس انسان یعنی مرد و زن داشته باشیم. حضور اندیشه های غیروحیانی و مادی و بعضاً روشنفکرنما ریشه ی پدید آمدن تفکراتی مانند فمینیسم و تساوی حقوق زن و مرد و مردسالاری و یا زن سالاری در اجتماع می باشد.

در حالی که در فرهنگ وحي از زن به عظمت ياد شده است و اين اختصاصي به قرآن ندارد و در انجيل، تورات و صحف خليل‏الله نيز مطرح بوده‏است ، در یک نگاهِ اجمالی از نظرِ اسلام حقیقی می بینیم که قرآن كريم در مواردي با صراحت نام زن و مرد را مي‏برد تا افكار جاهلي و قبل از اسلام را تخطئه كند. آنها ميان زن و مرد فرق مي‏گذاشتند و عبادات و فضائل را تنها براي مردها مي‏دانستند؛ ازاين‏رو قرآن كريم با تحليل عقلي مي‏فرمايد: بايد روح كامل شود و روح، مذكر و مؤنث ندارد.
پيش از اسلام به زن هيچ بهايي داده نمي‏شد و هميشه به او خشمانه مي‏نگريستند. اكنون نيز در محيطهاي پيشرفته صنعتي، زن هيچ بهايي جز براي ارضاي شهوت مردان ندارد و اين هر دو نگرش، تحقير مقام والاي زن است، اما خداوند در قرآن مي‏فرمايد: من عهده‏دار تربيت دل و روح انسانها هستم و روح و دل انسانها، نه مذكر است و نه مؤنث . آياتي كه علم و جهل، ايمان و كفر، ذلّت و عزّت، سعادت و شقاوت، فضيلت و رذيلت، حق و باطل، صدق و كذب، تقوا و فجور و اطاعت و عصيان را مسائل ارزشي و ضد ارزشي مي‏داند، هيچ‏يك از اين اوصاف را نه مذكر مي‏داند، نه مؤنث؛ چنان‏كه موصوف اين اوصاف نيز هرگز بدن مردانه يا زنانه نيست؛ يعني بدن انسان، مسلمان يا كافر، عالم يا جاهل، متّقي يا فاجر، صادق يا كاذب، مُحق يا مبطل، فاضل يا رذيل نيست ، عقل نظري نیز كه وصفش انديشه و علم است و نيز دل كه در پي كشف و شهود است و همچنين جان كه وصفش فجور و تقواست، نه مؤنث است و نه مذكر؛ چنان‏كه فجور و تقوا، نه مذكر است و نه مؤنث.

چون علم، خواه علم حصولي يا حضوري، ذكورت و انوثت ندارد، عالم نيز كه به علم حصولي يا شهودي متصف مي‏شود، نه مذكر است و نه مؤنث؛ پس در مسائل علمي، نه از جهت صفت و نه از لحاظ موصوف، سخن از ذكورت و انوثت نيست؛ ازاين‏رو ديگر نمي‏توان گفت: آيا در مسائل علمي، زن و مرد همتاي هم‏اند يا متمايز؟
همچنين عقل عملي كه موصوف مسائل اخلاقي است، مذكر و مؤنث ندارد؛ چنان‏كه مسائل اخلاقي كه به «عقل عملي» برمي‏گردد، مانند

اراده، خلوص، ايمان، باور، تهذيب، صبر، توكّل و... هيچ‏يك مذكر يا مؤنث نيستند. اگر صبر، ذكورت و انوثت نداشت، صابر نيز مذكر و مؤنث نيست ازاين‏روست كه در تشريح خلقت بشر اوليه نيز گاهي تراب و زماني «حمأ مسنون» و هنگامي « صلصال» و گاهي «طين» يا... مطرح شده است و گاهي نيز مي‏فرمايد كه در پيدايش شما (بشر ثانوي) يك زن و يك مرد دخيل است تا به آنان بگويد: شما به چه چيزي فخر مي‏كنيد؟! فخرتان در بي‏فخري است!

تنها عامل فخر، تقواست كه با بي‏فخري و بي‏تفاخري همراه است. يعني اگر بخواهيد به بدن فخر كنيد، هم مرد و هم زن از زن و مرد خلق شده است؛ پس نه خلقت بدن مرد بالاتر از خلقت بدن زن است و نه برعكس. خداوند برای نحوه ی خلقتِ مرد و زن یک مبدأ واحد را معرفی می کند:

 (انّا خلقناکم من نفسٍ واحدة ...) 

و در خلافت اللّهی انسان که اشرفِ مقامات است، جنسیت او را تعیین نمی کند:

 (انّی جاعل فی الارض خلیفة)

و در موردِ ذکرِ کمالاتِ انسانی زن و مرد می فرماید :

(انَّ المسلمین و المسلمات و المومنین و المومنات و القانتین و القانتات و...)

و برایِ معرفی الگو از میانِ برگزیدگان عالم عده ای را برایِ مردان:

( انَّ الله اصطفی ادم و نوحاً و ال ابراهیم و ال عمران علی العالمین )

و عده ای را برای زنان:

(یا مریم انَّ الله اصفاکِ و طهِّرکِ و اصفاکِ علی نساءِ العالمین )  و (ضرب الله مثلاً للذین امنوا امرأتَ فرعون اذ قالت ربّ ابن لی عندک...) معرفی می کند.

همچنین در عرصه ی خانواده و ازدواج این دو صنف و این دو جنس یعنی زن و مرد را لباس و حامی و تکیه گاه و مکمل یکدیگر معرفی می کند:

 ( هنَّ لباس لکم و أنتم لباسُ لهنَّ )

و در زیباییِ خارق العاده ای که نشانی از معجزه بودنِ قرآن است تمایزات صنفی مرد و زن را که نه حُسنِ مرد و نه نقصِ زن می باشد را بیان می کند:

 ( الرِّجال قوامون علی النِّساء )

و همه اینها نشان از این دارد که او بر همه ی مراتبّ خلقش آگاه است :

 (ألا یعلم من خلق و هوالطیف الخبیر ...)

برگرفته از سخنان آیت الله جوادی آملی